غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
186
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و لم ار مهد يا على الجذع يصلب * و قسم بعثمان عليا سفاهة و عثمان خير من على و اطيب و اين دو بيت را امام جعفر صادق سلام اللّه عليه شنيده فرمود كه ( اللهم ان كان عبدك كاذبا فسلط عليه كلبك ) و در آن زمان حكم كلبى متوجه كوفه گشته شيرى در راه او را از هم بردريد صادق عليه السّلام از حال او خبر يافته گفت ( الحمد للّه الذى انجزنا ما وعدنا ) و بعد از واقعهء زيد ولد ارشدش يحيى با ساير اولاد و اهلبيت او بجانب خراسان تشريف برد و در آن ولايت آن جناب نيز شربت شهادت خورد و در سنهء مذكوره يعنى سنهء اثنى و عشرين و مائه قاضى بصره اياس بن معاوية بن قرة المزنى كه باصناف فضايل انسانى و انواع كمالات نفسانى موصوف بود و بفراست تمام و كياست مالاكلام معروف از عالم انتقال نمود روايت كنند كه روزى اياس با بعضى از نزديكان خود گفت دوش خواب ديدم كه من و پدر من هريك بر اسبى سواريم و باهم ميرانيم و هيچيك از ما دو كس را مسابقت ميسر نشد تعبير اين رؤيا آنست كه ايام عمر من با اوقات حيات پدرم برابر خواهد بود و او هفتاد و شش سال عمر داشت و در شبى كه مدت زندگانى اياس هفتاد و شش سال كامل شد گفت كه وقت رحلت من نزديك رسيد و همانشب متوجه عالم آخرت گرديد و در سنهء ثلث و عشرين و مائه نصر بن سيار با اهل سغد كه بار ديگر در مقام عصيان آمده بودند حرب كرده كفار از اظهار خلاف پشيمان شدند و باز جزيه قبولنمودند و درين سال ثابت بن اسلم البنانى كه از جملهء كبار تابعين و عباد مسلمين بود و سماك بن حرب كه بزهد و تقوى اتصاف داشت و محمد بن واسع الازدى كه او را زين القراء ميگفتند وفات يافتند و در سنهء اربع و عشرين و مائه بروايت بعضى از مورخان صاحب فطنت ابو عبد اللّه محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس كه بعظم شان و جلالت قدر مشهور بود در شصت سالگى داعى حق را لبيك اجابت گفت و پسرش ابراهيم كه شيعهء ابن عباس او را امام لقب دادند قائممقامش گشت و بدين روايت ابراهيم امام همدران ايام آثار دولت و اقبال در ناصيهء احوال ابو مسلم مشاهده نمود و امارت شيعهء خود را بوى مسلم داشته ابو مسلم بنابر فرمودهء او روى توجه بخراسان نهاد و در ماه رمضان همين سال ابو بكر محمد بن عبيد اللّه بن عبد اللّه بن شهاب الزهرى كه از عظما و علماء تابعين است و نزد فقهاء سبعهء مدينه تحصيل فقه نموده و بصحبت ده كس از صحابه رسيده بود فوت شد و در سنهء خمس و عشرين و مائه هشام بن عبد الملك درگذشت و برادرزادهاش وليد بن يزيد قايم مقام گشت ذكر وليد بن يزيد بن عبد الملك كنيت وليد ابو العباس بود و لقبش بقول حمد اللّه مستوفى المكتفى باللّه و او بسخاوت و لطف طبع و مهارت در نظم اشعار اشتهار داشت اما بارتكاب منهيات بتخصيص شرب شراب بغايت مشعوف بود و پيوسته بتمهيد بساط نشاط و عشرت اشتغال مينمود و در آن باب بمرتبهاى مبالغه ميكرد كه طايفهء از علماء امت او را بكفر و زندقه نسبت كردهاند و از